کاروان  

شعر : رهی معیریخواننده : غلامحسین بنان
همه شب نالم چون نی ، كه غمی دارمدل و جان بردی ، اما نشدی یارمبا ما بودی ، بی ما رفتي.چون بوی گل به كجا رفتي؟تنها ماندم ، تنها رفتيچون كاروان رود...فغانم از زمین بر آسمان روددور از یارم ، خون می بارمفتادم از پا به ناتوانیاسیر عشقم ، چنان كه دانیرهائی از غم نمی توانم تو چاره ای كن كه میتوانیگر ز دل برآرم آهی آتش از دلم خیزدچون ستاره از مژگانماشك آتشین ریزد.چون كاروان رودفغانم از زمین بر آسمان روددور از یارم

ادامه مطلب  

رفتی،،،  

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتي و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست ....

ادامه مطلب  

 

بیا فرض كنیم نامرد نبودی فرض كنیم قلبمو له نكردی
شاید این حس تنهایی كم بشه
مهم نبود تو مدرسه یاخونه چی میشد من یه كوه محكم داشتم من تو رو داشتم
كاش من من نبودم
دلم تو رو میخواد لبخندی كه دیگه نزدم رو میخواد
رفتي با عشقت و منم موندم و یه كلی عذاب 
این تنهایی لعنتی دیگه با هیچكس و هیچی پر نمیشه
تو رفتي و من دیگه من نشدم ...

ادامه مطلب  

 

کجا سفر رفتي 
که بی خبر رفتي
اشکم را چرا ندیدی 
از من دل چرا بریدی 
پا از من چرا کشیدی 
که پیش چشمم بر دگر رفتي 
بیا به بالینم
که جان مسکینم
تاب غم دگر ندارد 
جز بر تو نظر ندارد 
جان بی تو ثمر ندارد 
مگر چه کردم که بی خبر رفتي 
چه قصه ها که از وفا گفتی با من 
تو بی محبتی کنون جانا یا من 
تو چنان شرر به خدا خبر ز خدا نداری
رود آتش از سر آن سرا که تو پا گذاری 
سوز دلم را تو ندانی 
آتش جانم ننشانی
 

ادامه مطلب  

 

ما را ز چه پابند جنون کردی و رفتي 
آخر چه بگویم که تو چون کردی و رفتي 
در ساغرم ای یار 
ای یار جفاکار
خون کردی و رفتي 
دردا که ز دستت جامی نگرفتم 
وز نرگس مستت کامی نگرفتم 
از سلسله ی مویت 
از نرگس جادویت
دارم گله هایی 
من مرغ گرفتارم
چون چشم تو بیمارم
ای گل چه بلایی 

ادامه مطلب  

 

ما را ز چه پابند جنون کردی و رفتي 
آخر چه بگویم که تو چون کردی و رفتي 
در ساغرم ای یار 
ای یار جفاکار
خون کردی و رفتي 
دردا که ز دستت جامی نگرفتم 
وز نرگس مستت کامی نگرفتم 
از سلسله مویت 
از نرگس جادویت
دارم گله هایی 
من مرغ گرفتارم
چون چشم تو بیمارم
ای گل چه بلایی 

ادامه مطلب  

 

با تو گفتم : حذر از عشق نه دانم نه توانم،
و تو گفتی من از این شهر سفر خواهم كرد.
عاقبت هم رفتي،
و چه آسان تو شكستی دل غمگین مرا
تو سفر كردی از این شهر ولی، ای گل خوبم، جانم
من هنوزم « حذر از عشق ندانم، سفر از پیش تو هرگزنتوانم، نتوانم»
***
روزها طی شد و رفت.
تو كه رفتي منِ دلخسته ی پاك
با همه درد در این شهر غریب،
باز عاشق ماندم
همهْ فكرمْ، همهْ ذكرمْ،
آرزوهای دلِ دربدر و خسته ز هجرم،
وصل و دیدار تو بود.
تا كه باز از نفست، روح در من بدمد، زنده باشم با تو

ادامه مطلب  

خودسوزی  

در آن شب تاریك در كوچه های تنگ، قدم می زدیم به سمت هیچ كجا. به سمت جایی برای خواب دیدن. كوچه تاریك، باریك، دراز. چند در چوبی. آشغالها كنار در. صدای سگ ولگرد هم می آمد. دست در دست من، می رفتيم. در میانه ی كوچه تاریك و خلوت در آغوش كشیدمت. بدون مقاومت فقط خندیدی. مردی از دور می آمد. تو همچنان در آغوش من. مرد نزدیك می شد. آرام از خود جدایت كردم. مقاومت می كردی. از آغوشم جدا نمی شدی. مرد نزدیك تر می شد. از پشت من. از خودم جدایت كردم. مرد از كنارمان رد شد. جلوت

ادامه مطلب  

اباصالح  

 
اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي یاد ما هم باشنجف رفتي کربلا رفتي کاظمین رفتي یاد ما هم باشمدینه رفتي به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرابه دیدارقبقر بی شمع مجتبی رفتي یاد ما هم باشزیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموشبه دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتي یاد ما هم باش
بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن همان لحظه که به احوالش از نوا رفتي یاد ما هم باششب جمعه کربلا رفتي یادما هم کن چون زدی بوسهکنار قبر ابوالفضل با وفا رفتي یاد ما هم باشب

ادامه مطلب  

رفتی و من تنها ترین تنهام رو زمین  

انگار دستام سرده سردنانگار چشمام شب تارنآسمون سیاه ابر پاره پارهشرشر بارون داره میبارهحالا رفتي و من تنها ترین تنهام رو زمینتنها خاطراتم تو بودی فقط همینحالا رفتي و من تنها ترین تنهام رو زمینتنها خاطراتم تو بودی فقط همین+++گفتی برو تنها بمونبا غصه ها همرا بموندیگه نمی تونم خسته خستمطلسم غم رو زدم شکستمداره چشمام ابر بارونرو گونه هام شده روونرفتي و رفتي تنها می مونمتا آخر عمر واست می خونمحالا رفتي و من تنهاترین تنهام رو زمینتنها خاطراتم ت

ادامه مطلب  

 

کنون کز هر ادائی سخت بیزارم
دوسِت دارم نه که بی تو یه بیمارم
کنارم بودی و دادم برایت جان و دل را
جدا گشتی و رفتي و ستاندی ارزش گل را
دوست داشتن برای من یه تسکین
دوست دارم برای من مث لبهات شیرین
دوست داشتم برای تو مث قرض ، خود دین 
که پانصد تایی می ارزه اگر چه ظاهرش این
تو رفتي و و همی سختی برایم گربه رقصانید
نه که نابود گرداند ، دلش میخواست نتوانید
اگر چه راحت و سخت است برایم با تو
ندانی که چه ها بگذشت به بعد تو زمان تو
اگر چه رفتي و سختی برای من ی

ادامه مطلب  

...  

کنون کز هر ادائی سخت بیزارم
 
دوسِت دارم نه که بی تو یه بیمارم
کنارم بودی و دادم برایت جان و دل را
جدا گشتی و رفتي و ستاندی ارزش گل را
دوست داشتن برای من یه تسکین
دوست دارم برای من مث لبهات شیرین
دوست داشتم برای تو مث قرض ، خود دین 
که پانصد تایی می ارزه اگر چه ظاهرش این
تو رفتي و و همی سختی برایم گربه رقصانید
نه که نابود گرداند ، دلش میخواست نتوانید
اگر چه راحت و سخت است برایم با تو
ندانی که چه ها بگذشت به بعد تو زمان تو
اگر چه رفتي و سختی برای من

ادامه مطلب  

حالا  

کنون کز هر ادائی سخت بیزارم
 
دوسِت دارم نه که بی تو یه بیمارم
کنارم بودی و دادم برایت جان و دل را
جدا گشتی و رفتي و ستاندی ارزش گل را
دوست داشتن برای من یه تسکین
دوست دارم برای من مث لبهات شیرین
دوست داشتم برای تو مث قرض ، خود دین 
که پانصد تایی می ارزه اگر چه ظاهرش این
تو رفتي و و همی سختی برایم گربه رقصانید
نه که نابود گرداند ، دلش میخواست نتوانید
اگر چه راحت و سخت است برایم با تو
ندانی که چه ها بگذشت به بعد تو زمان تو
اگر چه رفتي و سختی برای من

ادامه مطلب  

214  

وقتی کسی می رود رفتنش اجتناب ناپذیر است 
چ بمیرد چ از زندگی حذف شود 
چ کلا هر نوع رفتنی 
مثل مرگ تلخ است .  
اجتناب ناپذیر است رفتن 
تو رفتي 
یکی مرد و تو رفتي 
و داری میری
میخوام نگات کنم ولی در تیررس چشم من نیستی 
و چ حیف
و افسوس حرف زدنت در دلم .

ادامه مطلب  

دنیا...  

برزلف پریشانت هرگز نرسد دستم
در چشم رقیبانم تو ناز کنی هر دم
دستش به گریبانت،چشمم پراز اشک تو
تو خفته در آغوشش،من خون جگر نوشم
ای دلبر آهووش،ای صبر وقرارمن
هروقت توراخواهم،هرلحظه تورا جویم
ازچه پی او رفتي؟بی من تو کجا رفتي؟
در بهت فراق تو،سرگشته وحیرانم

ادامه مطلب  

 

 
هزار بار تو را به نوشیدن قهوه دعوت كردم
در قهوه خانه ای دنج
در فصلی پر باران
در خلوتی گرم
دعوتت كردم به خواندن تمام عاشقانه هایم
كه سالهاست شب تا صبح خیس می خورند در بستر تنهایی
نیامدی...
اما باور كن هزار شب دعوتت كردم به تماشای یك آرزوی نقره ای
و كمی فقط كمی نور كه در رفته از زیر دست شب
رفتي...
اما همین بهار دعوت بودی به قدم زدن زیر زلال ترین باران ها
و پائیز به عاشقانه ترین شعرها
و هزار زمستان 
به گرمترین بوسه ها در دورترین كوهستانها
و هزار تاب

ادامه مطلب  

 

نیستی تو هریس خبری ازت ندارم . کاش بودی و میدیدی  چ بلایی سرم اومده . کاش بودی فقط تماشایم میکردی . رفتي مشهد  بهم نگفتی زیارتت قبول ولی من ک نمیخواستم بیام کاش حداقل میگفتی .من میدونستم کجا میری ولی خواستم خکدت بگی و نگفتی . المیرا  باهام کاری کردی ک  ب قران  ب اون امام رضایی ک رفتي پابوسش روزی هزار بار ارزوی مرگ میکنم . من ب امید تو زنده بودم  وقتی نمیخوای منو پس زنده بودنم چ فایده ای  داره؟تورو اون امامی ک رفتي پابوسش برام دعا کن ک همین روزها

ادامه مطلب  

بداهه ها..! -زهرا-  

الا یا عشق حرفی از صفای سیر در آغوش تو دارمدلی مملو ز بی مهری و آشوبی به جان دارممرا دردیست بی درمان كه بی ریشه ست ایمانمنرورفتن برای آرزوهایم، شبیه لرزه ای سخت استتمام سازِ مانم میرود از دست ، ای جانم.نرو...!رفتي؟!اگر رفتي، مراقب باش..! در تو زندگی كردم.بسی سخت است، كوچ از عمق زندانم..!مراقب باش، دلم با توست.مراقب باش ، درمانم..!
بداهه ای در شعر جناب مسیحا*************************************زمستان است و یخ كرده است...احساسِ تمامِ برگ های ریخته بر گرد دل هامان.
تما

ادامه مطلب  

بی رحم ترین مرد دنیا  

تو چه بی رحمانه جا زدی و من چه عاشقانه ماندم.
ماندم پای قسمی که خوردم.یادته گفتی قسم بخور که هیچوقت تنهام نمیذاری... منم قسم خوردم...یادته گفتی هیچ وقت فک نکن که  ی روز تنهات میذارم...حالا چی شده که رفتي؟گند زدی به غصه مونو رفتي...رفتي تا بی لیاقتیتو بهم ثابت کنی....

ادامه مطلب  

رفتی  

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حوصله ناچارِتوبودم
تونازترین حادثه در زندگی من من شاخ ترین عاشق بی عارِتوبودم
تاآخرِ بی حوصلگی شعرنوشتمهرشب که توخوابیدی وبیدارِتوبودم
هرثانیه آتش زده ام پیرهنم رامن ریزَعلیِ سخت فداکارِتوبودم
بارایت یک فاجعه رفتي و دریغایک عمر غریبانه گرفتارِتوبودم
ای کاش فراموش شود بینِ من وتوآن فاصله ای را که بدهکارِتوبودم

ادامه مطلب  

غزل-ترانه "یادته"؟  

غزل-ترانه    "یادته"؟  
یادته روزی که رفتي نم نم بارون بود؟
اشک چشم خیس من گم گشته هم بااون بود!
یادته رفتي نگاهی هم نکردی پشت سر؟
قلب بیچاره چگونه پر زِغم،داغون بود
یادته من با سکوتم پر زِ خواهش در پی ات
پشت سر خشکم زده،وای این دلم پرخون بود
........................
........................
کوروش راد
(حمید رفیعی راد)

ادامه مطلب  

اسپرین یهویی  

هنوزم دلم واسه هیچکی نمیرهحالا کو تا چشمم کسی رو بگیرهتو هر جمعی میرم میشینم یه گوشهحالا کو تا قلبم بازم زیر و رو شهببین خنده هام بدتر از گریه هامندنگاه کن فقط که چیکار کردی با منمن از بس به یادت می افتم عزیزمهنوزم به هیچکی نگفتم عزیزم
یه چیزایی کم پیش میاد واسه موندنچه ساده همه چیمو از دست دادمفقط اومدی خاطره ساختی رفتيمنو توی دردسر انداختی رفتيیه چیزایی کم پیش میاد واسه موندنچه ساده همه چیمو از دست دادمفقط اومدی خاطره ساختی رفتيمنو توی د

ادامه مطلب  

حرف دل  

دلم صدناله داردازجداییدلم میسوزدازهجرجداییخدایااآتشی برجان فکندیرهایش کردورفتي که رفتيدلم رادرمیان بیقراریدلم رادرمیان اوج هستی دلم رادرمیان شورومستی رهایش کردی ورفتي که رفتيدلم رادرمیان بی کسی هادلم رادرمیان خون دل هادلم رادرمیان اوج تلخی رهایش کردی ورفتي که رفتيالهی توکه رب العالمینی توکه خالق عرش برینی برس براین دل وصدناله هایشکه جزتومن دگرجایی ندارم

ادامه مطلب  

گل مرداب  

بمناسبت چهلمین روز درگذشت قهرمان غریب ایران ...
سید حمید صفی نژاد....
 
تا چهل بار زمین از غم تو در تاب است ....
آسمان نعره زنان در طلبت بی تاب است ...
 رفتي ای سرو روان ، قامت احساس خمید
آنچه باقیست فقط یاد گل مرداب است ....
 
 
رضا شریف

ادامه مطلب  

تب عشق  

همه شب دست من و دامن تو تا سحرمچه کنم تا که دل از عشق تو بیرون ببرم
از زمانی که شدم عاشق و دلبسته ی توتو چه دانی که از این عشق چه آمد به سرم
سرخی روی من از گرمی دستان تو نیستتب عشق تو چنین کرده مرا خون جگرم
قول دادم به خودم تا که بشویم غم عشقچه کنم کز غم عشق تو در امد پدرم
تو نداری خبر از این دل بیچاره ی مستولی هر لحظه من از راز دلت با خبرم
غم هجران تو را تاب ندارد دل مناز همان شب که تو رفتي به خدا در به درم
رفتي و هیچ نگفتی که چرا می گذریوای از آن دم ک

ادامه مطلب  

 

امروز 9/6/95 فقط بلاکم نکرده بودی که اونم کردی
تو مغزم پر از حرفِ
پر از غم
پر از گلایه
چی بگم ؟ چی می تونم بگم؟
چی کار کنم؟ چیکار می تونم بکنم؟
رفتي، تنهایی هم رفتي. حالا بلاکم کردی که حتی عکستو نتونم ببینم
 اما نه
دیگه گلایه ای نیست. باید با واقعیت روبرو شیم. هم من و هم تو

ادامه مطلب  

با تو گفتم :  

با تو گفتم :
حذر از عشق نه دانم نه توانم،
و تو گفتی من از این شهر سفر خواهم كرد.
عاقبت هم رفتي،
و چه آسان تو شكستی دل غمگین مرا
تو سفر كردی از این شهر ولی،
ای گل خوبم،
جانم من هنوزم
« حذر از عشق ندانم، سفر از پیش تو هرگزنتوانم، نتوانم»
 
*** روزها طی شد و رفت.
تو كه رفتي منِ دلخسته ی پاك با همه درد در این شهر غریب،
باز عاشق ماندم
همهْ فكرمْ، همهْ ذكرمْ،
آرزوهای دلِ دربدر و خسته ز هجرم،
وصل و دیدار تو بود.
تا كه باز از نفست،
روح در من بدمد،
زند

ادامه مطلب  

علي پورغلام  

چه راحت،
رفتي و راهت را از من جدا ساخته ای
به طوری،
گذشته هایت را به فراموشی سپرده ای ،
گذشته هایی كه،برای با من بودنتهرشب را با بغض سپری می كردی،
و لحظه به لحظه ی زندگی ات را در انتظارم می ماندی!!!!
حال،چه ساده
كم حافظه شده ای ؟؟؟
گمانم، هوای دیگری خوب به مزاجت سازگار شد ...
#علی_پورغلام

ادامه مطلب  

ششمین سال پرنده بودنت  

فکرش را ک میکنم
مبینم
پاییز همیشه تلخ بود
از همان روزی ک او رفت
ما رفتيم
و خاطراتمان جا ماند
بعد تر ها عشق هایم هم رفتنتد
...
تو چرا رفتي...
تو آمده بودی ک بخندیم 
ک بمانیم
ک پیروز باشیم 
ک فراموش کنیم
ک ببخشیم
اما افسوس
رفتي و این درد 
تا ابد با من جریان دارد
...
من نیز خواهم رفت
روزی ک پاییز تمام شود
آن روز شاید
شازده کوچولو ب گل اش 
ستاره اش
و عشقش
رسیده باشد
 
 
 

ادامه مطلب  

مولوی (غزل شمارهٔ ۲۵۸۷  

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتي

در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتي

چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی

چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتي


در روح نظر کردی چون روح سفر کردی

از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتي


رفتي تو بدین زودی تو باد صبا بودی

ماننده بوی گل با باد صبا رفتي


نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی

از نور خدا بودی در نور خدا رفتي


ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه

وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتي

ادامه مطلب  

رفتی ...  

In d name of d 1, who's d best FRIEND of mine
 
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
این چُنین به طوفان، تن مرا سپردی
ای که مُهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خدای عالم! چگونه باورم شد؟!
آن که روزگاری پناه و یارم شد
سایه ش نماند همیشه بر سر من
زیر لب بخندد به مرگ و پَرپَر من
رفتي و ندیدی که بی تو، شکسته بال و خسته م
رفتي و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته م
رفتي و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پا
رفتي و خیالت زمانی نمیکند مرا رها
ای به دل آشنا! تا که هستم بی

ادامه مطلب  

 

من میتونم قوی باشم
من میتونم محکم باشم
اما بی تو همیشه اینطور نیست
پشت این دیوارا یه پسره....
هه ..کی بهش ارزش میده 
پشت این دیوار تو داری قدم میزنی و رد میشی
و من همه حرفای دیوونه وارت رو به خاطر میارم 
تو اون ها رو تو ذهن من جا گذاشتی و رفتي 
تو همیشه اینجاییی ..
تو در همه جا هستی !
اما درست الان آروز دارم تو اینجا باشی 
همـــه ی اون دیوونــــــــــه بازی ها 
"حتی واسه لحظه ای به اونا فکر نکردی و رفتي "
لعنتی چیکار باید بکنم تا تورو داشته باشم اینج

ادامه مطلب  

سلام به آسمانی ها  

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟
حاجی دیگر نمیخندی ...! چه شده آن لبخندهای دائمت؟
حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود ...سرت را بالا بگیر...
 به چه می اندیشی؟
از چه دلگیری؟ ...
راستی حاجی ! قبلا ها یه عده ای میگفتند شماها رفتيد بجنگید که چه بشود؟ خودتان خواستید ،خودتان هم شهید شدید
آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم.
حالا خودمانیم حاجی، بینی و بین الله رفتي که چه بشود؟
رفتي که آزادی داشته باشیم؟
رفتي که.......................

ادامه مطلب  

باچی ؟؟؟؟؟؟  

با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یه کوهُ
شبایی که بغل کردم یه قاب عکس بی روحُ
کجایی که ببینی من چه دردی میکشم بی تو
چه زجری میشکم وقتی میبینم جای خالیتو..
تو رفتي خاطرات تو
رفیق ِ اشک چشمامن
در و دیوار این خونه غریبی میکنن با من
یه دریا بودی و چشمم حریف بغض دریا نیستی
تو اونقدر دور رفتي که ازت
یکــ قطره پیدا نیست..
کجــایی .. که ببینـی
من چقدر دل خسته و تنهام
ببیـنـی ، زندگی بی تـو
داره جون میده رو دستام

ادامه مطلب  

دوباره...نشانه  

 دوباره خواب دیددم
دوباره نشانه 
دوباره پدرت  امد 
نمیدانم  داستان این خواب چیست . هر بار که قرار است نشانی از تو به خانه ما بیاید خواب میبینم
آن فال که گفت تو رفتي و رفتي آن سر دنیا
 
و این خواب ها که هر بار میبینم
مرا چه شده است و تو را
 خدایا ... تا کجا این سال ها طول میکشد 
7 سال شد ...7سال
بلاتکلیف و این همه نشانه  ...من چه کنم

ادامه مطلب  

مرگ....  

تازه داشتم عکس ز.ع رو توی لب تاب نگاه میکردم.....هق هق گریه ام بلند شد.....چرا رفتي از پیشمون؟هان؟؟؟؟تو خوب بودی که خدا بردت....ماها بد بودیم.....هنوز باورم نمیشه نیستی....چرا بچه هاتو تنها گزاشتنی هان؟؟شوهرت چی؟اون بیچاره که تمومه زندگیش با تو سرو سامون داشت ....شوهر بیچارت.....کاش خدا منو بجای تو میبرد.....وقتی با گوشی بابام پروفایل داداشتو دیدم که نوشته بود خواهرم چرا رفتي دلم اتیش گرفت....هنوز یادم نمیره وقتی خاستم ازت خدافظی کنم و روی قبرت بودیم چطور

ادامه مطلب  

مرگ....  

تازه داشتم عکس ز.ع رو توی لب تاب نگاه میکردم.....هق هق گریه ام بلند شد.....چرا رفتي از پیشمون؟هان؟؟؟؟تو خوب بودی که خدا بردت....ماها بد بودیم.....هنوز باورم نمیشه نیستی....چرا بچه هاتو تنها گزاشتنی هان؟؟شوهرت چی؟اون بیچاره که تمومه زندگیش با تو سرو سامون داشت ....شوهر بیچارت.....کاش خدا منو بجای تو میبرد.....وقتی با گوشی بابام پروفایل داداشتو دیدم که نوشته بود خواهرم چرا رفتي دلم اتیش گرفت....هنوز یادم نمیره وقتی خاستم ازت خدافظی کنم و روی قبرت بودیم چطور

ادامه مطلب  

بازي  

گفته بودم خوابت رو دیدم. تو فرودگاه بودیم . 
این زندگی بود ؟ این حجم غصه اسمش زندگی بود؟ 
گفته بودم حتی اگه كنارمم نباشی ، هیچ ارتباطی هم نباشه باز حس می كنم؟ 
نمی دونم چند وقته كه رفتي ولی من ٣،٤ هفتس كه داغونم .
نمی دونم چرا من . چرا تو . چرا بازی زندگی این بود . هیچ جوابی ندارم براش.

ادامه مطلب  

بازي  

گفته بودم خوابت رو دیدم. تو فرودگاه بودیم . 
این زندگی بود ؟ این حجم غصه اسمش زندگی بود؟ 
گفته بودم حتی اگه كنارمم نباشی ، هیچ ارتباطی هم نباشه باز حس می كنم؟ 
نمی دونم چند وقته كه رفتي ولی من ٣،٤ هفتس كه داغونم .
نمی دونم چرا من . چرا تو . چرا بازی زندگی این بود . هیچ جوابی ندارم براش.

ادامه مطلب  

حنظله ربانی  

رفتي و پاییزی ترین ایّام حاصل شد وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شدزیبایی تصویر ها را با خودت بردیزیبای من ! تصویر ها بعد از تو باطل شد بعد از تو از این ابرها باران که نه ، امّا هی درد پشت درد پشت درد نازل شد دیگر ندارد رنگ و بوی عشق ، این دنیا وقتی به کام بخت من زهر هلاهل شد آیینه وقتی علت خاموشی ام را خواست ؛این اشک ها بارید و توضیح المسائل شد سهراب ! گفتی : « آب ها را گِل نباید کرد »رفتي ، ندیدی بعد تو این آب ها گِل شد آن قدر بدبختم که در این نابساما

ادامه مطلب  

فال هايم :)  

شاید چند ماهی میشد كه سراغ حافظ نرفته بودی تا امشب كه رفتي و حافظ جان عجیب غافلگیرت كرد :))) اصلا باورت نمیشود كه واقعا این حافظ است كه این حرف را می زند یا فتوشاپ است؟؟؟؟ :D  همان غزلی كه انتهایش می گوید : " غبار غم برود حال خوش شود حافظ :))) " نه فقط با بیت آخر بلكه با تك تك ابیات این غزل ارتباط برقرار كردی ! یعنی می دانید تك تكِ ابیاتش با نیتت در ارتباط بود :) ممنونم جناب حافظ سپاس :)))

ادامه مطلب  

درایور کارت گرافیک انویدیا nVIDIA GeForce Driver 375.95 WHQL  

nVIDIA GeForce با این درایور قدرت بیشتری در کارت های گرافیک شرکت انویدیا در اختیار کاربر قرار خواهد گرفت. مسلما جهت اجرای بازی های جدید به این درایور احتیاج خواهید داشت و کارهای روزانه نظیر مدیریت دسکتاپ ، نمایش فایل های مالتی مدیا و امور کاری و… نیز با این درایور بهتر و با کیفیت بالاتری مهیا خواهد بود. این درایور برروی نسخه های ۳۲ بیت و ۶۴ بیت ویندوزهای xp , 7 , 8 , vista نصب خواهد شد. برای دانلود و اطلاع از تغییرات این نسخه از اپدیت به ادامه ی مطلب برو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1